جهانی شدن و اسلام

 

global islam

 

اسلام مسأله جهاني شدن و تشكيل جامعه جهاني و حكومت جهاني را مطرح كرده است. مستندات و ادله زير را مي‌‌توان براي اثبات اين موضوع بيان نمود:

 

الف: آيات قرآن

1«قل يا ايها الناس اني رسول الله اليكم جميعاً»

«اي رسول ما به خلق بگو كه من بر همه شما جنس بشر رسول خدايم»

2«و ما ارسلناك الاكافه للناس»

«و ما تو را جز براي اينكه عموم بشر را بشارت دهيم نفرستاديم»

3«و ما ارسلناك الارحمه للعالمين»

«و‌اي رسول ما تو را نفرستاديم مگر آنكه رحمت براي اهل جهان باشد»

4«تبارك الذي نزل الفرقان علي عبده ليكون للعالمين نذيرا»

«بزرگوار آن خداوندي است كه قرآن را بنده خاص خود نازل فرمود تا اهل عالم را متذكر و خدا ترس گرداند»

در آيات فوق به اين مطلب اشاره شده است كه پيامبر گرامي اسلام (ص) پيام قرآني خود را كه همان وحي الهي است با ويژگي ابديت براي تمام بشريت اعلام كرده است و آيات مزبور دلالت دارند بر جهان شمول بودن نظام اسلامي و اينكه رسالت پيامبر اكرم(ص) جهاني و براي تمام انسانها است.

 

آياتي كه در آنها تشكيل جامعه جهاني بشارت داده شده است:

 

5«وعد الله الذين آمنوا منكم وعملو صالحات ليستخلفنكم في الارض...»

«و خدا به كساني كه از شما مؤمنان ايمان آرد و نيكوكار گردد وعده فرموده است كه در زمين خلافت دهد

 

تمامي مواردي كه آيات قرآن با خطاب عام يا ايها الناس آغاز مي‌‌شود مي‌‌تواند شاهدي برجهاني بودن پيام قرآن باشد مانند آيه 21 سوره بقره، آيات 170 و 174 سوره نسا و آيات 23 و 57 و 104 و 108 سوره يونس

 

ب) روايات

با مراجعه به احاديث و روايات بدست مي‌‌آيد كه پيام اسلام محدود به زمان و مكان خاص نيست بعنوان نمونه به يك فراز از نامه 62 نهج‌البلاغه اكتفا مي‌‌شود

« فان الله سبحانه بعث محمداً صلي الله عليه و آله نذيرا للعالمين»

ج) سيره نبوي

از سيره و سنت پيامبر كه در منابع تاريخي نقل شده است نيز نشانه‌هايي از نگاه جهاني آن حضرت دارد به خصوص ارسال نامه از سوي ايشان به سران قدرتهاي بزرگ جهاني و دعوت آنها به اسلام.

 

آينده جهاني شدن))

حال ببينيم ديدگاه و نظر اسلام در مورد ترسيم آينده جهان و تشكيل حكومت جهاني چيست؟ در بينش اسلامي همانند ساير اديان آرمان تشكيل حكومت جهاني وجود دارد ولي اين بدين معني نيست كه در دوران تحقق چنين آرماني ديگر ملتها و اقوام و يا آيين‌ها وجود خارجي نخواهد داشت به عبارت ديگر هر چند اسلام، تشكيل امت واحده جهاني اسلام را نويد داده وليكن آنرا منوط به از بين رفتن و نابودي ملتها و ساير اديان نمي‌كند.

بنابراين با استناد به آيات و روايات مي‌‌توان گفت كه تنها معيار تحقق جامعه جهاني از ديدگاه اسلام داشتن عقيده توحيدي است و نه وحدت عقيده‌ها.

در قرآن كريم چنين آمده است:

«اذ قال الله يا عيسي اني متوفيك و رافعك الي و مطهرك من الذين كفروا و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفرو الي يوم القيامه...»

54/ آل‌ عمران

«به يادآور وقتي كه خداوند فرمود ‌اي عيسي همانا من روح تو را قبض نموده و برآسمان بالا برم و تو را پاك و منزه از معاشرت كافران گردانم و پيروان تو را بر كافران تا روز قيامت برتري دهم»

از اين آيه به روشني استفاده مي‌‌شود كه آيين مسيح (عليه السلام) تا روز قيامت موجوديت خود را حفظ خواهد كرد و همانگونه كه بسياري از مفسران گفته‌اند اين امت برتري نسبي خودش را بر كفار براي هميشه حفظ مي‌‌كند.

 همچنين در آيات 7 و 8 سوره اسرا مي‌‌خوانيم:

«فاذا جاء و عدالاخره ليسوؤا وجوهكم و ليدخلوا المسجد كماد خلوه اول مره وليتبروا ما علوا تتبيراً عسي ربكم ان يرحمكم و ان عدتم عدنا و جعلنا جهنم للكافرين حصيراً»

«و آنگاه كه وقت انتقام ظلم ديگر شما فرارسيد اثر بيچارگي و خوف و اندوه و رخسار شما ظاهر شد و به مسجد بيت‌المقدس مانند بار اول درآيند و به هر چه رسند نابود سازند و به هر كسي تسلط يابند به سختي هلاك گردانند اميد است خدا به شما باز مهربان گردد و اگر به عصيان و ستمگري برگرديد ما هم به مجازات شما باز مي‌‌گرديم و جهنم را زندان كافران قرار داده‌ايم»

كه از مفهوم اين آيه شريفه كه سرنوشت يهود در آخر الزمان و مقارن ظهور مهدي (عج) سخن مي‌‌گويند چنين استنباط مي‌‌شود كه آيين يهود نيز همانند مسيحيت تا پايان جهان باقي خواهد ماند.

گذشته از آيات قرآن كريم هنگامي كه به سيره پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) و پيمانهاي متعددي كه با قبايل و گروه‌هاي مختلف برقرار ساخته است مراجعه كنيم به روشني خواهيم ديد كه پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) در صدد نابودي مذاهب و حتي آداب و رسوم غيره نبوده است براي نمونه مي‌‌توان به پيمانهاي صلح پيامبر با يهوديان مدينه و نصاراي نجران مراجعه كرد.

از آنچه گفته شد به دست مي‌‌آيد كه اسلام حتي در زماني كه در اوج قدرت خويش است نيز در صدد از هم پاشيدگي و نابودي ملتها و تبديل آنها به امت واحد از نظر آداب و رسوم و ساير ويژگيها نبوده است و تنها معيار امت واحد از ديدگاه اسلام داشتن عقيده توحيدي است. به عبارت ديگر اسلام معتقد به جامعه جهاني با حفظ مليتهاي مختلف است نه حذف مليتهاي مختلف وضعيتي كه شبيه حكومت فدرال و فدراسيون مي‌‌باشد.

علامه مجلسي از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده كه به ابوبصير فرمود:‌اي ابومحمد مثل اين است كه مي‌‌بينم حضرت قائم با فرزاندانش در مسجد سهله فرود آمده‌اند ابوبصير گفت قائم در مورد اهل ذمّه چگونه رفتار خواهد كرد امام پاسخ داد: همانگونه كه پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) با آنان صلح كرد مهدي نيز با آنها صلح مي‌‌كند و در دوران مهدي و حكومت اسلامي با قبول حاكميت اسلام و پرداخت ماليات جزيه زندگي مسالمت‌آميزي خواهند داشت. (بحارالانوار، ج52، ص376

 

پینوشت ها:

1. آيه 158، سوره اعراف

28/ سباء   .2

 107/ انبياء   .3

1 فرقان .4

55/ نور .5

 

منابع و ماخذ

 

1. هافمن،مرادويلفريد: جهان وآينده جهان اسلام، بازتاب انديشه ، شماره17، مرکزپژوهشهای صداوسيما، قم،1382

 

2. کارگر ، رحيم : جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) ، انتظار ، ش 6 ، مرکزتخصصی مهدويت ، قم، 1382، ص144

 

3. عاملي،سعید رضا. مقاله جهاني شدن معکوس و انقلاب ديني: بازخواني جامعه شناسي بومي-جهاني انقلاب اسلامي ايران

 

 4. صوفي آبادي. محمود . مقاله اسلام جهاني شدن و پيامدهاي فرهنگي آن

 

  
نویسنده : وحید آقامحسنی ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٥
تگ ها :